کتابی که اخیرا مطالعه کردم... به قلم علی نورالدینی شاه آبادی - 1399/06/31

( هرگاه باور کنید...می بینید )
 خلاصه کتاب را برای شما بزرگواران ارسال می کنم...مطالب این کتاب از بس جالب هست که نوشتن چکیده کار دشواری ست. این خلاصه را ارسال می کنم ولی پیشنهاد میکنم حتما کتاب را مطالعه بفرمایید. اگه فرصت ندارید فایل صوتی کتاب موجود هست..دانلود کنید و گوش کنید.      
    وین والتر دایر نویسنده آمریکایی الاصل در 10مه 1940 در دیترویت آمریکا به دنیا آمد و در 29 اوت 2015 از دنیا رفت. یکی از تاثیر گذارترین کتابهایی که بنده خواندم همین کتاب بوده. درقسمت پیش گفتار نویسنده چکیده ای از گذشته خود را گفته و اینکه چگونه به یکباره متحول شده و مراحل تحول خود را پیموده. فصل اول، با عنوان دگرگونی که نویسنده در این فصل میگوید که انسان فقط همین جسم مادی که ظاهر او را تشکیل می دهد نیست و آدمی می تواند با تکیه بر روح معنوی که ورای این جسم قرار دارد کارهای خارق العاده انجام دهد و می توان محدودیتهایی که در زندگی وجود دارد با استفاده از تقویت روح بر طرف کرد. دگرگونی حاصل از این نوع تفکر بسیار باارزش است. تمایل برای اندیشیدن و عمل کردن به جای هراس از تجربه های پیشین.  توانایی قاطع برای لذت بردن از همه لحظه های زندگی.  خودداری از قضاوت سایر افراد.  امتناع از تعبیر و تفسیر کارهای مردم. گریز از ایجاد اختلاف و درگیری. زدودن تفکرات نگران کننده. سپاسگزاری مداوم. داشتن چهره ای شاد و متبسم. آمادگی برای پذیرفتن عشق و ایجاد تمایل فراوان برای ایثار. فصل دوم کتاب با عنوان اندیشه با این سرفصل؛ شما موجودی انسانی باتجربه ای معنوی نیستید، بلکه شما موجودی معنوی باتجربه ای انسانی هستید. در این فصل نیز نویسنده به برتری فکر و اندیشه پرداخته و راهکارهای تقویت اندیشه و رهایی از روزمرگی ارائه داده است.

فصل سوم یگانگی با این سر فصل؛ شما قلبی تپنده در جسمی هستید که انسان نام دارد. در این فصل به این موضوع پرداخته که انسانها از هم جدا نیستند هر چند ظاهراً تفکیک نژادی وجود دارد و به نظر می رسد تک تک افراد به صورت مجزا هستند ولی در اصل همانگونه که اعضای یک بدن با هماهنگی و بانظم خاص کارهایی انجام می دهند و یک بدن را تشکیل می دهند تمام جهان هستی مانند یک بدن است و انسانها و تمام آنچه در جهان وجود دارد با هم هماهنگ هستند. فصل چهارم و فوربا این سرفصل  شمارش دانه های موجود در مغز یک سیب ساده است چه کسی می تواند بگوید از یک دانه چند سیب حاصل می شود. نویسنده در این فصل گفته که جهان به اندازه ای دارای وفور است که در ذهن انسان گنجانده نمی شود اگر انسان ذهن خود را متوجه کمبود بکند از این وفور نعمت محروم خواهدشد.

فصل پنجم باعنوان وارستگی؛ وارستگی تنها پدیده در دسترس برای هدایت انسان از جانفشانی وتقلا به سکون و آرامش است.  دراین فصل ابتدا انواع وابستگیهای بشر توضیح داده شده و بعد تک تک راههای رهایی از وابستگی و رسیدن به وارستگی که همان سکون و آرامش است را ارائه داده است.  
 امیدوارم توانسته باشم با این توضیحات شما را ترغیب به خواندن این کتاب ارزشمند نمایم.
با احترام
علی نورالدینی شاه آبادی

برای پیوستن به کانال اتحادیه در پیام رسان تلگرام روی لینگ   https://t.me/uipts    کلیک نمایید.