بیانیه انجمن مطالعات درسی ایران و تاکید بر ممانعت از استخدام های نسنجیده درآموزش و پرورش - 1396/08/04

 
انجمن مطالعات برنامه درسی ایران با تاکید بر ممانعت از استخدام های نسنجیده درآموزش و پرورش بیانیه صادر کرد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، متن بیانیه انجمن مطالعات برنامه درسی به شرح زیر است:

بسم الرحمن الرحیم

در دفاع از آموزش و پرورش، در دفاع از آینده ایران

در کمال ناباوری، از مصوبه جلسه مورخ 13/7/96 مجلس شورای اسلامی و موافقت نمایندگان محترم با استخدام بالغ بر 120 هزار نفر در آموزش و پرورش بدون شرکت در هیچ گونه آزمون یا بررسی صلاحیت های حرفه ای و معلمی مطلع شدیم. به موجب این مصوبه و در صورت نهایی شدن، وزارت آموزش و پرورش موظف است، از تاریخ تصویب ظرف مدت حداکثر یکسال کلیه نیروهای حق التدریس و آموزش یاران نهضت سواد آموزی را بدون نیاز به شرکت در آزمون صلاحیت حرفه ای به استخدام آموزش و پرورش در آورد.

انجمن مطالعات برنامه درسی ایران، به عنوان تشکلی تخصصی و غیر دولتی در حوزه تعلیم و تربیت، بنا به مسئولیت اجتماعی خود در دفاع از آموزش و پرورش با کیفیت برای کلیه فرزندان ایران زمین بنا به دلایل ذیل نگرانی شدید خود را از تصویب نهایی این طرح و عواقب و پیامدهای منفی و بلند مدت آن ابراز می دارد.

1.معلم از مهمترین عناصر تعیین کننده کیفیت نظام آموزشی است. این سخن نه یک شعار برای مدح و ستایش معلمی که واقعیتی آزمون شده در تجارب جهانی است. در کشورهایی که از نظر رتبه و کیفیت نظام آموزشی در صدر قرار دارند، ورود به حرفه معلمی بسیار سخت و طی آزمونهای چند مرحله ای انجام می شود. بی توجهی به فرایندهای تضمین کیفیت معلمان و استخدام فله ای 120 هزار نفر بدون آنکه صلاحیت های معلمی و علمی آنان محرز شده باشد، موجب تنزل شدید کیفیت آموزش و پرورش می شود. بسیاری از این نیروها حتی از نظر جنسیت، منطقه جغرافیایی و دوره تحصیلی منطبق با نیاز های آموزش و پرورش نیستند. ورود این حجم عظیم نیروی انسانی بدون ارزیابی صلاحیت های معلمی آنان، خطایی است که حداقل تا 20-30 سال آینده تبعات آن دامنگیر آموزش و پرورش خواهد بود و دو نسل از دانش آموزان کشورمان در آتش این تصمیم خواهند سوخت.

2.عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیازمند معلم روزآمد و توانمند است. برخی از کشورها برای انجام اصلاحات و تحول اساسی در آموزش و پرورش کشورشان، به یکباره تعداد زیادی از معلمان بی رمق و مقاوم در برابر تغییر را پیش از موعد بازنشسته می کنند. زیرا تحقیقات نشان داده از مهمترین عوامل اجرایی شدن برنامه های درسی جدید و تغییرات آموزشی، معلم توانمند، آموزش دیده و با انگیزه است. جذب یکباره نیروهای حق التدریس که وضعیتشان از جهت تناسب با شایستگی های لازم برای تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مبهم است، عملا چالش جدی بر سر راه تحقق سند تحول و منویات مقام معظم رهبری در تاکید بر اجرا و التزام به آن است.

3.آموزش و پرورش پیش دبستان و دبستان، مهمترین دوره آموزش و یادگیری است. اهمیت آموزش این دوره به حدی است که برخی از کشورهای توسعه یافته برای جذب نیروی انسانی با کیفیت و دارای شایستگی های لازم در این دوره، حقوق و مزایایی برابر و حتی بیشتر از استادی دانشگاه به مربیان و معلمان این دوره اختصاص می دهند، زیرا می دانند، پربازده ترین سرمایه گذاری برای توسعه کشور سرمایه گذاری در کیفیت آموزش کودکان است. در کشور ما نیز و بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، بر ویژگی های ممتاز و یگانه دوره ابتدائی تاکید شده است. طبق این سند طول دوره ابتدائی از پنج به شش سال افزایش یافته است و تغییر ساختار نظام آموزشی به 3-3-6 در این راستا بوده است. این تغییر ساختاری با ورود معلمانی غیر کیفی عملا نتیجه وارونه به دنبال خواهد داشت. آمار این خیل عظیم نیروی حق التدریس حاکی از آن است که از این تعداد 42 هزار نفر مربی پیش دبستان و 60 هزار نفر نیروی نهضت سواد آموزی هستند. به عبارت دیگر قریب به صدهزار نفر نیروی انسانی ناآزموده ای را که عیار معلمی آنان با هیچ محکی سنجیده نشده است، به سرنوشت ساز ترین دوران یادگیری دانش آموزان وارد می شوند. در این شرایط به راستی و به دور از شعار و لفاظی چه بر سر آموزش و پرورش خواهد آمد؟ تحول بنیادین آموزش و پرورش یا تخریب بنیادین آن!

4.عدالت آموزشی با جذب خارج از ضابطه و روال استخدامی نیروهای حق التدریس تامین نمی شود. اگر از منظر خانواده ها موضوع تحصیل فرزندانشان را در مدرسه پی بگیریم، خواهیم دید دغدغه خانواده ها برای ثبت نام در مدارس خوب و با کیفیت مساله جدی و پررنگی است. بسیاری از خانواده ها تلاش می¬کنند اگر تمکن ثبت نام در مدارس غیر دولتی را ندارند، حداقل فرزندانشان را در مدارس نمونه، شاهد، هیات امنایی و ... ثبت نام کنند، زیرا می دانند کیفیت مدارس دولتی رضایت بخش نیست. خانواده های غیربرخوردار و محروم قربانیان اصلی معلمان و مدارس بی کیفیت هستند. تفاوت فاحش کیفیت آموزشی مدارس، فاصله طبقاتی را در جامعه تشدید می کند، همان گونه که عکس آن نیز صادق است. به راستی مجلس محترم به دنبال چیست؟ کاهش فاصله طبقاتی با ارتقا کیفیت مدارس دولتی یا عکس آن؟

5. جذب نیروهای حق التدریس خارج از ضوابط استخدامی رایج سرخوردگی تعداد پرشمار فارغ التحصیلان دانشگاه های برتر و جوانان کشور را به دنبال دارد. در هر آزمون استخدامی که در کشور برگزار می شود تعداد زیادی از جوانان و فارغ التحصیلان از میان دانشگاه های خوب کشور شرکت می کنند. اگر این روال مخدوش شود، و انواع و اقسام مسیرهای استخدامی دیگر مانند رانت آشنایی با مدیران و مقامات، تحصن جلوی مجلس و ... پررنگ و برجسته شود، دیگر چه انگیزه و دلیلی برای جوان این مرز و بوم برای تلاش و تقلای علمی در دانشگاه باقی می ماند؟ ما شاهدیم که حتی دانشجویان دکتری زبده و دانش آموخته دانشگاه های برتر کشور شور و شوق حضور در مدارس و معلمی دارند و در آزمونهای استخدامی آموزش و پرورش شرکت می کنند. چرا با جذب خارج از ضابطه راه ورود به آموزش و پرورش برای این جوانان بسته شود و امیدها به افسردگی تبدیل شود؟

در پایان یادآور می شویم، ما بر حق عزیزانی که سالها به صورت حق التدریس در بخش های مختلف آموزش و پرورش یا نهضت سواد آموزی زحمت کشیده اند باور داریم و آنان را نیز فرزندان عزیز این آب و خاک می-دانیم. عمیقا معتقدیم حقوق آنان باید بطور کامل ادا شود و ظلمی بر آنان نرود. اما استیفاء حقی با روا داشتن ظلمی دیگر نباید همراه باشد. نباید با فدا کردن منافع کلان ملی و آینده ایران به ساده ترین راه حل دل خوش داشت و مساله را حل شده فرض کرد. این مساله نیازمند گفتگوی ذی نفعان مختلف مساله است، گزینه هایی مانند دادن فرصت شرکت در آزمون استخدامی همراه با تعدیل هایی در شرایط سنی به این عزیزان به دلیل سابقه کار می¬تواند از جمله راه حل های بخردانه برای این مساله باشد.

باور داریم کشور ما صرفا با سرمایه های زیر زمینی نفت وگاز و معادن گوناگون، یا اقلیم چهار فصل و متنوع آن به رشد و توسعه پایدار نمی رسد. ایران عزیز ما وقتی راه توسعه پایدار را در پیش می گیرد که تربیت انسان مسئول، خلاق، متفکر، مستقل و تربیت شده در تمامی ساحت های وجود کانون فعالیت مدارس ما باشد، و این جز از طریق معلمی که وجودش معطر به عطر دانش و هنر معلمی و لبریز از عشق به بالندگی دیگری است حاصل نمی شود. ما وظیفه داریم زمینه ورود این گونه معلمان به مدارس را مهیا کنیم و از این آرمان به خاطر منافع ملی و آینده ایران دفاع کنیم.