هدایت تحصیلی به قلم دکترعبدالرسول عمادی (رییس سنجش آموزش وپرورش) - 1395/12/04

در همه نظام های آموزشی دو مرحله وجود دارد
الف.مقدماتی یا ابتدایی (primary )

و
ب.متوسطه (secondary )


در دوره ابتدایی دانش آموز سواد خواندن و نوشتن و حساب کردن را می آموزد و مقداری علوم و ریاضیات هم یاد می گیرد.
علاوه بر این دانستنی های نظری نظام های آموزشی برای این دوره، آموزشی مهارت هایی را نیز هدف گذاری می کنند مانند تمرین بهداشت و زیبایی فردی و توجه به تعامل مطلوب با محیط زیست و هم زیستی منطقی با دیگران و احترام به کسانی که از او بزرگترند و قدر شناسی از کسانی که به او خدمت می کنند.
در این دوره احساس میهن دوستی و درک و عمل به شعائر دینی و آئینی هم به بچه ها آموزانده می شود.
استعداد یابی هم باید در این دوره از طریق پایش میزان تحقق هدف های دوره در دانش آموزان باید اجمالا مورد توجه باشد.
آموزش دوره ابتدایی در اکثر کشورها اجباری و رایگان است و هزینه آن را دولت ها می پردازند.
در کشور ما اکنون پوشش تحصیلی این دوره بیش از 97 درصد است. این یعنی پوشش تقرببا کامل دوره ابتدایی در ایران.
در مورد کیفیت این آموزش البته گفتنی بسیار است.
با پایان دوره ابتدایی دوره متوسطه آغاز می شود. در نظام آموزشی سابق بین دوره های ابتدایی و متوسطه یک دوره حائل تعریف شده بود به نام راهنمایی تحصیلی که اکنون به دوره متوسطه ملحق شده و متوسطه اول نام گرفته است.
پس ما اکنون یک دوره ابتدایی شش ساله اجباری داریم و یک دوره شش ساله نیمه اجباری به نام متوسطه. نیمه اجباری آن از این جهت است که الزام قانونی برای تحصیل در دوره متوسطه وجود ندارد و نرفتن یا نفرستادن بچه ها به دوره متوسطه تحصیلی جرم تلقی نمی شود و اجبار آن از ناحیه عرف و خانواده ها و الزامات بازار اشتغال است.
در دوره متوسطه تا پایان پایه نهم همه دانش آموزان در یک برنامه آموزشی تحصیل می کنند و محتوای یکسانی را می آموزند و پس از پایان پایه نهم به یکی از رشته ها در یکی از سه شاخه نظری، فنی و حرفه ای و کار دانش برای ادامه تحصیل به مدت سه سال هدایت می شوند.
در نظام آموزشی اسبق که ما دانش آموزانش بودیم در پایه سوم راهنمایی امتحان نهایی از دروس آن سال گرفته می شد و بر مبنای نمره آن دانش آموز می توانست در یکی از رشته ها در دوره متوسطه تحصیل کند. بسته به نمره امتحان نهایی درجه آزادی دانش آموز در انتخاب رشته معلوم می شد و اگر نمره شاخه و رشته ای را نمی آورد اعتراضی نداشت.
در نظام تحصیلی سابق هدایت تحصیلی به پایه اول دبیرستان منتقل شد. دانش آموزان در این پایه با دروس مختلف رشته های تحصیلی دست و پنجه ای نرم می کردند و در پایان سال که تاحدودی توانایی ها و علاقه مندی های آنها برای خود، خانواده و عوامل آموزشی معلوم می شد به یکی از شاخه و رشته ها هدایت می شدند و مشکلی هم نبود.
پارسال مساله هدایت تحصیلی دانش آموزان به مساله، مشکل و تا اندازه ای بحران تبدیل شد.
دانش آموزان زیادی نسبت به اولویت هایی که در دوازده رشته در فرم هدایت تحصیلی برای آنها منظور شده بود معترض بودند و عمدتا دو مساله داشتند یکی این که با امتیاز بالایی که کسب کرده اند چرا نمی گذارند به رشته دلخواهشان بروند و دیگر این که اگر نمی توانند یکی از اولویت های دوازده گانه را به دلخواه انتخاب کنند این اولویت بندی چه ارزشی دارد؟
ریشه این مساله در کجا بود؟
پارسال اولین سال استقرار پایه نهم در نظام جدید آموزشی بود و اولین سالی که هدایت تحصیلی به این پایه منتقل می شد.
شورای عالی آموزش و پرورش در سال گذشته در آخرین روزهای سال یعنی در 24 اسفند آئین نامه هدایت تحصیلی دانش آموزان در نظام جدید را تصویب کرد. این زمان برای تصویب این آئین نامه از دقیقه نود هم گذشته بود.
همه مستاصل بودند از آن رو که سال اول استقرار پایه نهم در حال اتمام بود و تکلیف مساله هدایت تحصیلی روشن نبود.
تصویب این آئین نامه اگر چه ظاهرا تکلیف هدایت تحصیلی را روشن کرده بود اما اولا خودش خالی از اشکال نبود و ثانیا اداره کل مشاوره و امور تربیتی هم در کش و قوس تعویض مدیرکل بود و متولی امر رفته بود گل بچینه! و این امر باعث شد که دستوالعمل اجرایی این آئین نامه هم در خرداد ماه به استانها ابلاغ شود، بسیار دیر بود برای ابلاغ دستور العملی که بنیان هدایت تحصیلی را به کلی تغییر داده بود.
این دستورالعمل باید از یک سال قبل ابلاغ می شد تا بررسی شود و استانها بتوانند اظهار نظر کنند، اشکالات و ابهامات برطرف شود و زمینه های اجرای آن فراهم شود. دوستان خیلی ریلکس با موضوع مواجه شده بودند!
در ماده دو آئین نامه مصوب از جمله اهداف زیر برای آن ذکر شده است:
.کمک به انتخاب آگاهانه رشته تحصیلی و مسیر آینده شغلی و حرفه ای دانش آموزان
.کمک به هدایت متوازن دانش آموزان به شاخه ها و رشته های تحصیلی بر اساس سیاست های توسعه ای کشور
همان گونه که ملاحظه می فرمایید در این دو هدف دو عبارت وجود دارد که قرار گرفتن آنها در کنار هم واجد مناقشه ای به طول تاریخ زندگی بشر است.
انتخاب و هدایت
اگر انتخاب فرد با آنچه بدان هدایت می شود یکی نبود چه باید کرد؟
آیا باید عطای انتخاب را به لقایش بخشید و هدایت را زوری کرد و اگر بناست بر مبنای هدایت رشته معین شود انتخاب چه معنایی دارد؟
قرآن کریم آنجا که از عدم اکراه صحبت می کند می فرماید وقتی که همه چیز آشکار باشد اکراه و اجباری نیست  وقتی که:
تبین الرشد من الغی.
همه چیز معلوم است و فرد می تواند بر مبنای آن راه درست را از نادرست بازشناسد و راهی رفت به اختیار خودش بوده و طبعا تبعاتش راوهم می پذیرد. این آداب هدایت الهی است.
اما آداب هدایت تحصیلی چیست؟!
هدایت تحصیلی در آئین نامه برمبنای عوامل امتیاز ساز زیر پایه گذاری شده است. من هر یک از عوامل را ذکر می کنم و آسیب های آن را در وضع فعلی بیان می کنم.
یک.
نظر دانش آموز ده درصد از صد درصد امتیاز را دارد.
این یعنی انتخاب ده درصدی. انتخاب ده درصدی چگونه انتخابی است؟
بنا بود دانش آموز انتخاب آگاهانه بکند اما اعمال ده درصدی نظر دانش آموز انتخاب آگاهانه نیست و بنابر این در همین بند یک هدف اول از دو هدف بالا مالانده شد و دیگر انتخابی در کار نیست!
پس آن هدف گذاری بیهوده بوده است. اگر در آئین نامه هدف بعدی گفته می شد که متضمن هدایت دانش آموز بر مبنای عوامل امتیاز آور و سیاست های توسعه متوازن متخذ از نیازهای مورد تاکید قوانین بالا دستی کشور بود کفایت می کرد ضمن این که من در ادامه خواهم گفت که آن هم پر از اشکالات اساسی است.
ضمن این که توسعه متوازن هم عبارت دقیقی نیست. مثلا اگر قانون برنامه گفته باشد 50 در دانش آموزان بروند فنی و حرفه ای و امتیازات و آزمون های سنجش توان و رغبت دانش آموزان چیز دیگری را نشان داد تکلیف چیست؟
دو.
نتایج عملکرد تحصیلی.
بررسی نمرات دانش آموزان در تمام دروس دوره اول متوسطه با ضرایب اختصاصی هر یک از آنها در رشته ها و گروههای تحصیلی به میزان 35 درصد کل امتیاز
بررسی نمرات به میزان 35 درصد کل امتیاز یعنی چه؟
قانون باید روشن و شفاف باشد. لابد منظور این است که نمرات تمام دروس سه سال ضرب در ضریب هایی سهم 35 درصدی در کل صد درصد امتیاز داشته باشد.
مشکل این است که این نمرات حاصل آزمون های هماهنگ و استانداردی نیستند و چون هر یک به شکلی به دست آمده اند قابل قیاس و ارزش گذاری واحد نیستند. اگر نمره بخواهد موثر باشد باید از یک آزمون نهایی یا هماهنگ استانی به دست آمده باشد.
سه.
نتایج آزمون های مشاوره ای.
نتایج آزمون های استعداد رغبت شخصیت و ارزش های تحصیلی_ شغلی دانش آموزان به میزان سی درصد کل امتیاز
به دلیل تاخیر فراوان در ابلاغ و اجرای دستورالعمل و عدم توجیه دانش آموزان و اولیا و نا آگاهی آنها از تاثیر آزمون های مشاوره ای بخش عمده ای از دانش آموزان با این آزمون ها سرسری برخورد کرده و نمره به دست آمده از اعتبار کافی برخوردار نبود.
چهار.
نظر معلمان.
توجه به نظر معلمان تمام دروس دوره اول متوسطه در تعیین اولویت های انتخاب شاخه و رشته تحصیلی دانش آموزان به میزان ده درصد کل امتیاز
ملاحظه می فرمایید که به دست آوردن و اعمال نظر همه دبیران سه سال متوسطه اول یک دانش آموز و گرفتن میانگین نظر آنها که یک عدد نیست و آنگاه اعمال آن به میزان ده درصد از کل امتیاز کار مشکلی است مخصوصا اگر دانش آموز در مدارس مختلفی بوده باشد و یا دبیران جابجا شده باشند.
پنج.
نظر والدین. به میزان 5 درصد
شش.
نظر مشاور به میزان ده درصد
در تبصره ذیل ماده سه که همین عوامل و ملاک ها را ذکر کرده هم آمده است:
تبصره 1:
با توجه به ضرورت توزیع متوازن شاخه ها و رشته های تحصیلی متناسب با امکانات آموزشی و نیازهای شغلی در سطوح مختلف منطقه ای استانی و کشوری ثبت نام دانش آموزان در همه مدارس اعم از دولتی غیر دولتی هیات امنایی و خاص از قبیل استعداد های درخشان استثنایی شاهد نمونه دولتی وابسته داوطلبان آزاد و... در شاخه ها و رشته های تحصیلی بر اساس مفاد این آئین نامه و در چارچوب سیاست های اعلام شده از سوی آموزش و پرورش با اولویت امتیاز کسب شده انجام می شود.
ملاحظه می فرمایید که بند بند این عوامل هم ابهام ذاتی دارد و هم در عمل نیازمند زمینه سازی های فراوان است.
همان طور که می بینیم روح این آئین نامه هم واجد تناقض میان انتخاب و هدایت است که باعث سردرگمی است و هم عوامل امتیاز آور متعدد و بی ضابطه هستند.
در اهداف از انتخاب رشته توسط دانش آموز صحبت شده و در عوامل سهم انتخاب عملا هیچ است.
سهم سوابق تحصیلی اندک است و این سوابق فاقد اعتبار کافی هستند.
دستور العملی که بر مبنای این شیوه نامه از سوی معاونت پرورشی وزارت خانه به مدارس ارسال شد نه تنها این ابهام را رفع نکرد که بر آتش آن نفت پاشید.
ابن نکته را هم بگویم که متولی هدایت تحصیلی در وزارت خانه معاونت پرورشی است و در استانها عوامل آموزشی و این هم ک کژتابی اساسی در موضوع هدایت تحصیلی است.
ظاهرا دبیری شورایی که در استان به ریاست مدیرکل تولیت این موضوع را عهده دار است با معاون آموزشی است در حالی که او که باید در وزارت خانه با حوزه معاونت پرورشی در ارتباط مستقیم باشد که هیچ ربط ساختاری با آن ندارد.
علل بروز مشکل در هدایت تحصیلی دانش آموزان در سال گذشته عوامل زیر بود.
1. دانش آموزان پایه نهم بر خلاف دانش آموزان دوره قبل که در سال اول دبیرستان هدایت تحصیلی می شدند اطلاعی از ماهیت شاخه ها و رشته ها نداشتند و باید باچشم بسته انتخاب رشته می کردند و یا انتخاب رشته کردانده می شدند!
دانش آموز در دوره قبل در همان مدرسه ای که درس می خواند نوعا برای همان مدرسه انتخاب رشته می کرد و در سال بعد به درس خود در یکی از رشته های همان مدرسه ادامه می داد و یا اگر به این نتیجه می رسید که باید به دبیرستان یا هنرستانی دیگر برود توجیه نسبی می شد.
2.عوامل امتیاز آوری که در فرم هدایت تحصیلی سال قبل آورده شده بود به نحوی بود که بسیاری از دانش آموزان همه شاخه و رشته ها را می توانستند انتخاب کنند و نهایتش این بود که اولویت های آنها جابجا می شد و چون بنا بود که این اولویت بندی ها توصیه ای باشد دانش آموز عملا می توانست هر رشته ای را انتخاب کند و جلوگیری از ثبت نامش منطقی نمی نمود.
3.نمرات و امتیازات دانش آموزان از اعتبار یکسان و کافی برخوردار نبود به نحوی که دانش آموز اگر در مدرسه های متفاوتی انتخاب رشته می کرد اولویت هایش جابجا می شد.
4.تب رفتن دانش آموزان به رشته تجربی در شاخه نظری که در این سال ها هر سال یک درجه بالاتر می رفت با این نحوه هدایت تحصیلی در سال قبل الو گرفت و به شدت بالا رفت و پاسخ منطقی هم برای جلوگیری از آن وجود نداشت. دانش آموزی در مدرسه ای اولویت اولش رشته کشاورزی تعیین شده بود در حالی که در آن استان اصلا هنرستان کشاورزی وجود نداشت و او می گفت حالا که این طوری است من به رشته تحربی می روم!.
ابهامات موجود در این آئین نامه و دستورالعمل اجرایی آن باعث بحرانی شد که در نهایت با دخالت رئیس جمهور و عدول از فرم انتخاب رشته موضوع موقتا جمع و جور شد.
برای سال آینده و سال های بعد چه باید کرد؟
به نظر من این آئین نامه با ابهاماتی که دارد هر ساله مشکل را تداوم خواهد داد.
شاید راه حل این مشکل نهایی کردن امتحانات پایه نهم و یا حداقل چند درس اساسی در پایه نهم باشد.
امتحانات نهایی از استاندارد مطلوب تری برخوردارند. نتایج امتحانات دروس در یک آزمون نهایی با اعمال ضریب دروس برای رفتن به شاخه ها می تواند مورد استفاده قرار گیرد و حرف آخر را بزند.
در درون شاخه های فنی و حرفه ای و کار دانش انتخاب رشته مطلقا به علاقه مندی دانش آموز سپرده شود.
در انتخاب رشته از میان چهار رشته شاخه نظری نیز ضریب دروس، متناسب با اقتضای تحصیل در هر رشته معین و اعمال شود.
نقش مشاوران و خانواده باید نقش هدایتی در تمام طول دوران تحصیل باشد و نباید این نقش به چند درصد از صد درصد امتیاز فرو کاسته شود.
 منبع: کانال تلگرام "هفت جوش"